تبليغاتX
جاده ای تا بی نهایت
 

خواسته دختران در سنين مختلف
 
 
يـك دختـر يك مـرد را مي خواهد - يك مرد ثروتمند، موفق،جـذاب، تنومند، با استعداد، با محبت، پدري مهربان بـراي فرزندانش و يا يك دوست... جـزئيات متفاوت ميـباشد امـا يك نكته اساسي وجود دارد و آن اين است كه او يـك مـرد را مي خواهد. مرد مطلوب هر دختري همچـنانـكه سنش  افزايش مي يابد دستخوش تغيير ميگردد:

 
 
دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
 
  
دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.
 
  
دختر42 ساله: تنها يك مرد را مي خواهد. يـك مـرد مـعمولي كه ستاره سينما نبوده و مي تـواند جاي داشتن عضلات قوي در بدنش حتي شكم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتي كه لباسش آن را كاملا بپوشاند. سر فاقد مو نيز زياد نفـرت انـگيـز نـخـواهـد بود. كـافي اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح كنـد و آنقدر نيرو داشته باشد تا بتواند در كارهاي منزل كمك كند و به جوكـهايش نيز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تكان دهد، او را ماهي يكبار از خانه بيرون ببرد، او را تا سوپرماركت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشين قرار نگرفته حركت نكند.
 
 
دختر 52 ساله: او مي خواهد...خوب دختر تنها با آن مرد زندگي مي كنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نكــند كه آخر هفته صورتش را اصلاح كند، بعضي اوقـات بـه سلـماني بـرود، لبـاس زيـر و جـورابهـاي خــود را گـهگاهـي عـوض كنـد، زيـاد پـول قرض نگيرد، در اماكن عمومي مراقب رفتار خود باشـد، زماني كه با فردي صحبت مي كند خوابش نبرد... در اين سن دختر انتظار زيادي ندارد او تنها خواستار حداقل مي باشد.
 
  
دختر 62 ساله: مردي را ميخواهد كـه زيـاد مزاحمش نگردد. آن دختر بايد خيلي خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناك نباشد تا نوه هايش بـا ديـدنـش بـه گـريه بـيافتند و يا هنوز بخاطر داشته باشد كه توالت در كجا قرار دارد، دندانهاي مصنوعيش كجا هستـنـد، اكنون چه ماهي از سال ميباشد، زماني كه ميخنند به چه چيزي دارد ميخـنـدد و يا اين زن كه با او زندگي ميكند كيست؟! زن ميخواهد مرد آنقدر توانا باشد كه بـدون كـمك وي صبـح از خواب بـيـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن كند. بزرگترين آرزوي وي آن است كه نگهداري مرد زياد پر هزينه نبوده و يا جايي را بتواند در خـانـه بيابد كه صداي خرناسهاي مرد به گوشش نرسد.
 
 
دختر 72 ساله: خوب بعضي دخترهـا تا ايـن سـن هـم عمر مي كنند اما مردان چطور؟ آيا مطمئن هستيد او هنوز نفس مي كشد؟!
+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |
معجزه
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي آن ندارند.
پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينهء جراحي پر خرج برادرش را بپردازد.
سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتي به اتاقش رفت و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ريخت و آنها رو شمرد .فقط پنج دلار.
بعد آهسته از در عقبي خارج شد و چند کوچه رفت بالاتر به داروخانه رفت.
جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا دارساز به او توجه کند ولي داروساز سرش به مشتريان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سر
رفت و سکه ها رو محکم رو شيشه پيشخوان ريخت.
داروساز جاخورد و گفت چه ميخواهي؟
دخترک جواب داد برادرم خيلي مريضِ مي خوام معجزه بخرم قيمتش چقدراست؟
دارو ساز با تعجب پرسيد چي بخري عزيزم!!؟
دخترک توضيح داد برادر کوچکش چيزي در سرش رفته و بابام مي گويد فقطمعجزه ميتواند او را نجات دهد من هم مي خواهم
معجزه بخرم قيمتش چقدر است.داروسازگفت:
متاسفم دختر جان ولي ما اينجا معجره نمي فروشيم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلي مريض ِو بابام پول ندارد و اين همهء پول من است. من از
کـــــجــا مي توانم معجزه بخرم؟؟؟؟
مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت از دخترک پرسيد:چقدر پول داري؟
دخترک پولهارا کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مد لبخندي زد وگفت:
آه چه جالب!!!فکر ميکنم اين پول براي خريد معجزه کافي باشه.بعد به آرامي دست اورا گرفت و گفت من ميخوام برادر و والدينت را ببينم فکر ميکنم معجزهء برادرت پيش من باشه ان مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.فرداي
آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت. پس از جراحي پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعي بود،مي خواهم بدانم بابت هزينهء عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟
دکتر لبخندي زد و گفت فقط 5 دلار.
شاد باشین ------
+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

خدایا چرا من!

حکایتی از یک قهرمان جهانی تنیس ...

 

آرتور اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را براي چنين
بيماري انتخاب كرد او در جواب گفت
 در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امرز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

 

در نبرد بين روزهاي سخت و انسان هاي سخت ،

 اين انسانهاي سخت هستند که باقي ميمانند ، 

..... نه روزهاي سخت

و به قول  اُرد بزرگ : مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد

و

 سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

فردوسی خردمند :  خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است .


ویلیام جیمز : تا وقتیکه قلب شما نخواهد ، مسلماً مغزتان هرگز به چیزی عقیده پیدا نمی کند .


اُرد بزرگ : آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین منشهای خداوند است ، در ما نیز نشانی هست ؟


ویلیام جیمز : مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم.


اُرد بزرگ : آه و بردباری ، ریشه هر دیوزاد ، و بد رایی را ، خواهد کَند


ویلیام جیمز : خوشبختی ، جستن خوشبختی است نه یافتن آن .


اُرد بزرگ : آزمودگی آدمیان ، از زر هم با ارزشتر است


ویلیام جیمز : سگی که هم خانه من است نمی فهمد من که هستم و چه هستم اما  احساس می کند که دوست اویم , مرتب دم خود را می جنباند و در ذهن من چون فرشته ای که در ماورای ابرهاست , تاثیر خوشی به جا می گذارد! او آرزو می کند کارخوبی انجام دهد.


ارد بزرگ : هنرمندان و خردمندان  قهرمانان ناب روزگارند.


وین دایر : بیشتر مردم به پشت شیشه خودروهایشان این برچسب را می زنند:" امروز، اولین روز از بقیه زندگی من است." من ترجیح می دهم اینگونه تصور کنم:" امروز، آخرین روز زندگی من است و می خواهم طوری زندگی کنم که انگار دیگر هیچ  فرصتی ندارم."


فردریش  نیچه :آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.


ارد بزرگ : هر آرزویی بی پژوهش و تلاش ، سترون ( عقیم ) باقی می ماند .


وینه : زندگی به وجود آوردن اثری جاودان است .


شوپنهاور:   ایده ها در بیرون زمان قرار دارند و در نتیجه ابدی هستند.


فردوسی خردمند :  اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد .


سایمونز : روزنامه باید خبرگذار باشد نه خبرساز ، حقیقت و مایۀ سرگرمی واقعی چندان زیاد است که نیازی به خیال پردازی و دروغسازی نیست و نشر خبر دروغ خیانت به حقیقت است .


فردریش  نیچه :آنچه كه بايد بيشترين علاقه را در ما به وجود آورد اين نيست كه آيا تفسير ما از جهان، حقيقي است يا دروغين ، بلکه اين است كه آيا اين تفسير، خواست قدرت را براي نيرومندي و كنترل جهان پرورش مي دهد ، يا هرج و مرج و ناتواني را.

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

   اگر چه كنجكاوي هميشه يك صفت پسنديده محسوب مي‌شود اما اگر از حد متعارف خود خارج شود ديگر آن قدرها هم پسنديده نخواهد بود. شما معمولاً با دوستان فضولتان چكار مي‌كنيد؟ بدون ترديد سعي مي‌كنيد هر طور شده آنها را از سر خودتان باز كنيد، درست است؟ اما آيا مي‌دانيد خود شما چقدر دچار اين مشكل هستيد؟ تست امروز ما معلوم مي‌كند شما تا چه اندازه فضول هستيد ...!

منبع : انستیتو روانپزشکی تهران

تصور كنيد كه صبح خواب مانده‌ايد و ديرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداي دعواي همسايه را مي‌شنويد. آيا مي‌ايستيد تا ببنيد موضوع از چه قرار است؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   با دوستتان مشغول مكالمه تلفني هستيد كه مجبور مي‌شويد مدتي منتظر بمانيد تا او به مكالمه ديگري كه در انتظار است پاسخ دهد آيا وقتي براي ادامه مكالمه شما برمي‌گردد از او مي‌پرسيد چه كسي پشت خط منتظر بود؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   به منزل دوستتان رفته‌ايد و او براي انجام كاري از اتاق خارج مي‌شود. روي ميز او يك نامه جلب توجه مي‌كند. آيا نگاهي به آن مي‌اندازيد؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   در اتوبوس يا تاكسي نشسته‌ايد و فرد كناري شما مشغول مطالعه است. در اين شرايط چه مي‌كنيد؟

-      مستقيماً به آنچه او مطالعه مي‌كند خيره شده و شما هم همراه او مطالعه مي‌كنيد. (1)

-      هر از چند گاهي نگاهي دزدكي مي‌اندازيد تا ببنيد او چه چيزي مطالعه مي‌كند. (5/0)

-      كاملاً بي‌تفاوت رفتار مي‌كنيد. (0)

   اگر شما بدانيد كه يكي از آشنايان رازي دارد، چه مي‌كنيد؟

- هر طور شده سعي مي‌كنيد سر از كار او درآوريد. (1)

- اگر صحبتي درباره آن پيش بيايد، كنجكاو مي‌شويد. (5/0)

- رازهاي ديگران، مسائل شخصي آنهاست و سعي نمي‌كنيد وارد حيطه خصوصي آنها شويد. (0)

   اگر جايي دعوا يا تصادفي اتفاق بيفتد، آيا نزديك مي‌شويد تا ببنيد جريان از چه قرار است؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   اگر وارد رستوراني شويد و ببنيد يكي از آشنايان با فرد غريبه‌اي آنجاست، آيا كنجكاو مي‌شويد ببنيد غريبه چه كسي است؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   آيا معمولاً درباره قيمت و محل خريد چيزهايي كه دوستانتان مي‌خرند پرس و جو مي‌كنيد؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   آيا تا به حال كيف ديگران را بدون اجازه‌شان جست و جو كرده‌ايد؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

   اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد سري به ايميل‌هاي آنها مي‌زنيد؟

- بله (1)                                                                             

- خير (0)

(0 تا 3 امتياز): شما به هيچوجه اهل دخالت و فضولي در كارهاي ديگران نيستيد و اين يك امتياز بزرگ براي شما محسوب مي‌شود. شما احتمالاٌ فكر مي‌كنيد مسائل خصوصي ديگران برايتان جالب نيست و يا آنقدر به حيطه خصوصي آنها اهيت مي‌دهيد كه خودتان را مجاز نمي‌دانيد آن را مخدوش كنيد. شايد هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكر كردن به مسائل ديگران را نداريد. به هر حال شما كاملاً به ديگران احترام مي‌گذاريد و در مورد مسائلي كه به شما ارتباطي پيدا نمي‌كند كنجكاوي به خرج نمي‌دهيد. اطرافيان شما معمولاً فكر مي‌كنند مي‌توانند به شما اطمينان كنند و شما نيز توقع متقابلي از آنها داريد.

(بالاتر از 3 تا 7 امتياز): خوب شما طبيعتاً فرد كنجكاوي هستيد، اما تلاش مي‌كنيد زياد در كارهاي ديگران دخالت نكنيد. اما گاهي اوقات اين كنجكاوي آنقدر شديد است كه نمي‌توانيد جلوي خودتان را بگيريد و گهگاهي از راه خود خارج مي‌شويد و سركي به كار ديگران مي‌كشيد. اما خوشبختانه اين كار هميشگي نيست. اگر چه كنجكاوي خوب و در مواردي لازم است، اما زياده روي در آن مي‌تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسي در كارشان دخالت كند. بنابر اين بهتر است كاري انجام ندهيد كه دوست نداريد ديگران نسبت به شما انجام دهند.

(بالاتر از 7 تا 10 امتياز): شما عاشق اين هستيد كه همه چيز را درباره همه كس بدانيد و براي اين كار هرچه از دستتان بربيايد انجام مي‌دهيد. شما از آن دسته افراد هستيد كه مراقب ديگران هستند. فال گوش مي‌ايستند و حتي بعضي مواقع مستقيماً از ديگران درباره مسائل خصوصي‌شان سؤال مي‌كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولي در جمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده‌ايد، احتمال اين كه چنين لقبي به شما اختصاص پيدا كند بسيار زياد است. كنجكاوي در وجود شما بسيار فراتر از حد متعارف آن وجود دارد و متأسفانه شما آن را معطوف به مسائل ديگران كرده‌ايد كه به هيچوجه برايشان خوشايند نيست. اگر اين روال ادامه پيدا كند، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه سعي خواهند كرد فضولي‌هاي شما را هر طور شده جبران كنند!

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |
 

موسيقي: ابزاري كهن براي سنجش كاركرد مغز

   در ايران روزگار ساسانيان، چون يك پادشاه درگذشت، از او پسري دو ساله به جاي ماند، موبدان در گزينش او به پادشاهي به ترديد ماندند كه آيا اين كودك از درستي تن و سلامت روان برخوردار است يا خير؟ و به تدبير بزرگمهر، نوزازندگان بر كنار گاهواره او نواختند و كودك با تكان دادن دست و پاي خويش ابراز شادماني كرد و بدين‌سان، به پادشاهي برگزيده شد (جوامع الحكايات؛ به نقل از كاسب، 1380).

    به سال 1983، كاوارد گاردنر، در كتاب با نفوذ خود، «چارچوب‌هاي ذهن»، به مفهوم‌سازي جديدي از عوامل ويژه هوشي پرداخت، كه شامل هفت توانايي زير است: هوش زباني، هوش موسيقي، هوش منطقي – رياضي، هوش فضايي، هوش بدني جنبشي، هوش ميان فردي، هوش درون فردي، بدين‌سان، يك ورزشكار يا نوازنده برجسته پيانو، با وجود آن كه در مدرسه (يا آزمون هوش) عملكرد ضعيفي دارد، هوشمند شناخته مي‌شود (مارنات، 1379).

    از سوي ديگر، در يك آزمون نوروسايكولوژيك با عنوان، مجموعه آزمون نوروسايكولوژيك هالستد ريتان، كه شامل هشت آزمون سنجش عملكردهاي مغزي است، بخشي با عنوان آزمون ريتم سي شور وجود دارد كه براساس آزمون توانايي موسيقي سي شور (جارويس و بارث، 1994) ساخته شده است. در اين آزمون توانايي تشخيص گذاشتن بين يك جفت صداي ريتميك و غير كلامي بررسي مي‌گردد (مارنات، 2000). نمرات كامل ممكن است نشان‌دهنده موارد زير باشد:

- كاهش احتمال آسيب پيشروند (ريتان، 1959؛ ريتان و ولف سلون، 1994).

- عبوري كامل پس از آسيب (ريتان، 1959؛ ريتان و ولف سلون، 1993).

- و عملكرد ناقص ممكن است نشان دهنده: تباهي كلي بافت مغزي (گلدن، 1978).

- آسيب گيجگاهي چپ، چنانچه نشانه‌هاي آفازيك هم مشاهده شود (ريتانو و لف سلون، 1993).

- كاهش توجه و نقص شنوايي (مارنات، 2000) باشد.

بخش‌هاي گوناگون مغز در تجزيه و تحليل موسيقي مشاركت دارند. نيمكره چپ مغز با شنيدن موسيقي به تجزيه و تحليل اصوات موسيقي مي‌پردازد و نميكره راست، هماهنگي و گشتالت صدا و عواطف را ادراك مي‌كند (گيثر و برادشو، 1977؛ به نقل از زاده محمدي، 1381).

منبع :انستیتو روانپزشکی تهران

  به بيان ديگر، نيمكره راست مغز در دريافت كلي پيام‌هاي موسيقي، تركيب فضايي روابط و درك و مدت فضايي موسيقي مؤثر است (اسپرينگر و روچ، 1985). زاتور (1984؛ به نقل از زاده محمدي، 1381) نيز نيمكره راست را در خواندن بدون كلام درك الگوهاي كلي بلندي صدا ساختار هارموني صداها و جنبه‌هاي غيركلامي آن مؤثر مي‌داند. به عبارت ديگر، اگر فردي راست دست، اشعار يك سرود را به آرامي و بدون ريتم و آهنگ بخواند، نيمكره چپ خود را به كار انداخته است چنانچه همين فرد بدون خواندن شعر تنها ريتم يا آهنگ آن را زمزمه كند، نيمكره راست مغز را فعال كرده است. در صورتي كه او شعر را همراه با آهنگ و ملودي بخواند – در شرايط همزمان از كلام و موسيقي – هر دو نيمكره مغزي او فعال شده است (هيلگارد و هيلگارد، 1375). ضايعه در لوب گيجگاهي غالب، موسيقي پريشي ناميده مي‌شود كه شامل ناتواني در ناميدن نشانه‌هاي موسيقي ويا خواند و نوشتن موسيقي است و ضايعه در لوب گيجگاهي غير غالب شامل عدم توانايي در تشخيص ملودي‌ها و ساير كيفيات غير لغوي موسيقي است (هارميون، 1994). بدين‌سان، به ارتباط تنگاتنگ موسيقي با عملكردهاي مغزي پي مي‌بريم و مي‌توان از آن در جهت سنجش، پرورش و تقويت توانش‌هاي مغزي، استفاده نماييم.

منابع

1-       زاده محمدي، علي (1381). «كاركردهاي موسيقي درماني در روانپزشكي، پزشكي و روانشناسي» تهران؛ انتشارات اسرار دانش.

2-       كمپ بل، ران (1380). «اعجاز موسيقي» ترجمه منيژه بهزاد، با مقدمه كاسبي، تهران؛ نشر محمد.

3-       مارنات، گري گراث (1379). «راهنماي سنجش رواني» ج اول، ترجمه حسن پاشا شريفي و محمدرضا نيكخو، تهران: انتشارات رشد.

4-       هيلگارد، ارنست و هيلگارد، ژوزنين (1375). «كاربرد هيپنوتيزم در تسكين درد» ترجمه رضا جماليان؛ چاپ آشنا.

5-       هارميون (1994). «بيماري‌هاي اعصاب» ترجمه فرهاد اسلامي، تهران: انتشارات حيان.

6-       Reitan, R. M. (1959). "The comparative effects of brain damage on the Halstead impairment index and the Wechsler-Bellevue scale" Journal of Clinical Psychology, 15, 281-285.

7-       Rietan, R. M., Wolfson, D. (1993). "The Halstead-Reitan Neuropsychological test battery: Theory and clinical Interpretation (2nd.ed)", Tueson Neuropsychology Press.

8-       Golden, C. J. (19878). "Diagnosis and Rehabilitation in Neuropsychology", Spring field: Thomas.

9-       Groth-, G. (2000). "Neuropsychological Assessment Clinical Practice". John Wiley & Sons, inc.

10-    Jarvis, P. E., Barth, J. F. (1994). The Helstead-Reitan Neuropsychological battery: Aguide to interpretation and clinical applications. Odessa, FL: Psychological Assessment Resources

 

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

 

 


   بيشتر ما نسبت به علايم هيجاني افسردگي مانند احساس نااميدي، غمگيني، تحريك‎پذيري يا اضطراب، احساس گناه يا بي‎ارزشي، كاهش علايم و انگيزه‎هاي زندگي، اشكال در تصميم‎گيري تفكر در مورد مرگ يا خودكشي و ... تا حدودي آگاهي داريم اما ممكن است نسبت به علايم جسماني ناشي از افسردگي بي‎اطلاع باشيم. در ادامه مطلب به برخي از مشكلات و علايم جسماني بخش‎هاي مختلف بدن اشاره مي‎شود.

   به نظر مي‎رسد افسردگي با عدم تعادل شيميايي در مغز مرتبط باشد. اين مسئله در اين كه شما درد را چگونه احساس مي‎كنيد نقش مهمي دارد. برخي از متخصصين معتقدند كه افسردگي مي‎تواند در شما به نسبت سايرين دردهاي متفاوتي ايجاد كند. در بيشتر موارد درمان افسردگي از طريق روان‎درماني يا دارو درماني و يا تركيبي از اين دو مشكل جسماني شما را حل خواهد كرد.
   شما در بيان وضعيت خود به پزشك حتماً علايم جسماني را مد نظر داشته باشد. اين علايم نيز به درمان نياز دارند. براي مثال اگر شما بي‎خوابي داشته باشيد، پزشك با تجويز يك داروي ضد اضطراب به شما كمك مي‎كند، با آرامش و راحت‎تر بخوابيد.
   زماني كه درد و افسردگي با هم تظاهر مي‎نمايند گاهي تسكين درد شما به افسردگي‎تان كمك مي‎نمايد و بالعكس. برخي از داروهاي ضد اضطراب از قبيل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهاي مزمن شما كمك نمايند. همچنين ديگر درمان‎ها مانند روان‎درماني شناختي رفتاري مي‎تواند شيوه‎هاي مقابله با دردهايتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد. 

سر و گردن
   مشكلاتي مانند سردرد، خستگي‎ و گرفتگي گردن و سرگيجه ممكن است دلايل بي‎شماري از قبيل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه‎اي به سر شما وارد نشده باشد يا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشيد، سردرد، گرفتگي و دردهاي گردن شما مي‎تواند علامتي از افسردگي باشد. اگر شما مستعد افسردگي باشيد، در هنگام افسردگي سردردتان بدتر مي‎شود. افسردگي باعث تأكيد بيشتر فرد بر موارد منفي مي‎گردد (اين مسأله يكي از علايم افسردگي است) فرد افسرده درد را شديدتر از حالت عادي احساس مي‎كند. گرچه تعداد كمي از سردردها، مربوط به بيماري‎هاي كشنده مي‎باشند، اما اگر سردرد شما بسيار شديد و يا با علايمي مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنيد. از ديگر علايم شايع افسردگي بي‎خوابي است كه مي‎تواند باعث ايجاد كمبود انرژي و كندي حركتي بدن شود و به شكلي كه روز را به شب رساندن به عملي طاقت‎فرسا تبديل مي‎شود. اگر شما در زندگيتان استرس داريد آن نيز مي‎تواند تأثيرات جسماني برايتان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگي مي‎توانند به خستگي و بي‎خوابي منجر گردند. ثبت روزانه علايم در يك دفترچه يادداشت مي‎تواند به شما در شناسايي الگويتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علايم‎تان باشد كمك نمايد.

سينه
   دردهاي سينه، تپش قلب، دردهاي كتف و سرشانه مي‎توانند از علايم افسردگي و اضطراب باشند كه متخصصين، آن را (افسردگي مضطرب) مي‎نامند در صورت وجود اين علايم بايد مشكلات قلبي بررسي شوند و اگر مشكل قلبي مطرح نباشد اين علايم مي‎تواند مربوط به سوزش سردل، افسردگي و يا اضطراب باشد. مطالعات نيز نشان مي‎دهند يك ارتباط پيچيده و بيولوژيك بين اضطراب، افسردگي و قلب وجود دارد. افسردگي خطر بيماري قلبي را افزايش مي‎دهد يكي از دلايل اين است كه افسردگي باعث تغييرات بيولوژيك مي‎شود كه بر لخته شدن خون و ديگر عوامل مرتبط قلبي اثر مي‎گذارد و مي‎تواند عواملي را كه به مشكل قلبي منجر مي‎گردند، تشديد نمايد. استرس يا حمله پانيك نيز مي‎تواند باعث ترشح هورمون‎هاي استرس مانند كورتيزول (كه بخشي از ترشح آن از واكنش‎هاي طبيعي بدن محسوب مي‎گردد) شود كه اين هورمون‎ها علايمي مانند سينه درد، تپش قلب و كتف دردي ايجاد مي‎كند كه ظاهراً مانند يك حمله قلبي احساس مي‎شود. اين افزايش ناگهاني هورمون‎هاي استرس نيز خطر مشكلات قلبي را افزايش مي‎دهد.

دست و  بازوان
   در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن مي‎رسد در صورتي كه اين دردها مي‎تواند از علايم افسردگي باشد. افسردگي به روي همان مسيرهايي كه در انتقال پيام‎هاي درد  درگيرند، تأثير گذار مي‎باشد. بنابر اين بروز دردهاي خفيف يا دردهايي در مفاصل مي‎تواند از علايم افسردگي باشد.

شكم
   مشكلات گوارشي، دردهاي معده و تغييرات در اشتها مي‎تواند علل مختلفي از قبيل زخم روده، برگشت غذا به مري، سنگ صفرا، مشكلات رژيمي، ورزش نكردن يا استرس داشته باشد. اما مي‎تواند از علايم افسردگي نيز باشد. وقتي مردم افسرده هستند گاهي دچار مشكلات گوارشي مانند تهوع و يبوست مي‎شوند. بخشي از آن به اين دليل مي‎باشد كه روده، همانند مغز داراي گيرنده‎هاي سرتونين و نوراپي نفرين مي‎باشد. در مجموع نگراني،‌اضطراب و استرس مي‎توانند منجر به مشكلات روده‎اي گردند. افزايش يا كمبود اشتها در افراد افسرده نيز مي‎تواند منجر به كندي عملكرد روده‎ها و نهايتاً باعث مشكلات شكمي گردد.  

پاها
   اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشيدگي يا رگ به رگ شدن نباشد مي‎تواند با افسردگي و دردهاي جسماني ناشي از آن مرتبط باشد. افسردگي توجه فرد را به دردهاي خفيفي كه تا كنون ناديده گرفته مي‎شدند معطوف مي‎دارد و اين درد و ناراحتي، را افزايش مي‎دهد. افسردگي همچنين مي‎تواند ناراحتي‎هاي مشابهي را ايجاد كند. بخشي به اين دليل كه افراد افسرده انگيزه‎اي براي ورزش كردن ندارند بدنشان ضعيف مي‎شود و اين وضعيت زمينه را براي درد بيشتر مستعد مي‎سازد.

پشت
   تقريباً همه افراد زماني در طول دوره زندگي خود گرفتگي‎هاي عضلاني را تجربه كرده‎اند. برخي از دردها و اسپاسم‎هاي خفيف كه ناشي از صدمات فيزيكي نباشند مي‎توانند از علايم افسردگي محسوب گردند. افراد افسرده بيشتر به دردهاي آزاردهنده‎اي كه تا كنون ناديده گرفته مي‎شدند، توجه دارند و آنها را تشديد مي‎نمايند. شايد به اين دليل كه افراد افسرده انگيزه‎اي براي ورزش ندارند،‌ اين وضعيف با تضعيف بدن زمينه را براي درد بيشتر فراهم مي‎نمايد.
 

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

         

  دکتر حسین لطف آبادی 

"همایش خرد مینوی و پژوهش علمی"   

سالن اجتماعات دانشگاه

علم و فرهنگ  

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

از سمت راست:   علی بخشی - دکتر علیرضا مهدویان -  دکتر نعیمه بزمی - ایمان حسینی ( آخه تو اون پشت رفتی چی کار ؟!! ) -دکتر حسین لطف آبادی - دکتر علی عسگری - دکتر علی سلیمانی - راضیه حسینی پور - سمانه صومعلو - فاطمه نظم ده - فاطمه دائمی و زهرا غفاری            

                                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما دانشجویان پژوهشگر روانشناسی بالینی  ....

از سمت راست :

راضیه حسینی پور ( دبیر انجمن علمی دانشجویی روانشناسی بالینی - عضو کمیته روان شناسی فردی کانون فاوا  )

سیما بنی سلطان ( عضو کمیته روان شناسی فردی کانون فاوا )

سمانه صومعلو ( عضو انجمن علمی دانشجویی روانشناسی بالینی - دبیر کمیته روان شناسی فردی کانون فاوا )

شیرین اسدالهی ( عضو کمیته روان شناسی فردی کانون فاوا )

مهرزاد فراهتی ( عضو کمیته روان شناسی فردی کانون فاوا )

محیا صدر نژاد  (عضو کمیته روان شناسی فردی کانون فاوا )

بهادر فرشاد   ( دبیر کل کانون فاوا )

 

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |
 

     Robotic Surgery     

 سخنرانی تخصصی پروفسور هرمز مه منش  با عنوان آشنایی با جراحی رباتیک در تاریخ ۱۳ / ۱۰ / ۸۵ در سالن اجتماعات دانشگاه علم و فرهنگ برگزار گردید .

                  پروفسور هرمز مه منش : استاد جراحی قلب و عروق از آلمان و آمریکا

 

متولد در تهران 1336
اقامت دائم در اروپا و آمریکا 1348-1384

تحصیلات دبیرستانی :

دبیرستان خوارزمی در تهران تا کلاس هفتم
پس از آن در آلمان / مونیخ تا دیپلم

تحصیلات دانشگاهی : 

فوق لیسانس روانشناسی از دانشگاه لاندا / آلمان با معدل "22" (سه بار در تاریخ دانشگاه اعطا شده)
دکترا در "انستیتو ماکس پلانک"- بخش تحقیقات مغز با معدل 20
دکترای پزشکی با معدل 20 از دانشگاه مونیخ / آلمان 1988 میلادی
درجه استادی دانشگاه فنی مونیخ 2000 میلادی

دوران تخصص جراحی قلب :
دانشگاه هیدلبرگ / آلمان
دانشگاه واشنگتن / سنت لویز / آمریکا


سمتها با قرارداد مادام العمر از دانشگاه :                                      

مدیر بخش جراحی روباتیک مرکز قلب دانشگاه مونیخ 1998-2001
مدیر بخش پیوند قلب مرکز قلب دانشگاه مونیخ 1998-2001
معاون کل دپارتمان جراحی قلب و عروق دانشگاه مونیخ 1998-2001
مدیر بخش الکتروفیزیولوژی جراحی قلب دانشگاه هایدلبرگ 1992-1998
جراح ویژه بخش پیوند قلب دانشگاه هایدلبرگ 1995-1998

ایشان پس از نشان دادن انیمیشن های جراحی رباتیک پاسخگوی سوالات دانشجویان بودند و از همکاران خود در دانشگاه علم و فرهنگ تشکری ویژه کردند .

 

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

یک مثال

«نوجوانی 17 ساله پس از بازداشت شدن توسط پلیس ، حادثه منجر به بازداشت را اینگونه توضیح داد: من ماشین را دزدیدم و وقتی یک افسر پلیس جلو آمد او را زیر گرفتم و به سرعت به سمت مخالف خیابان پیچیدم. خیلی زود سرعت من به صد کیلومتر در ساعت رسید. وقتی به موانع خیابان رسیدم تصمیم گرفتم از آنها بگذرم. یک گلوله به سوی ماشین شلیک شد و به یکی از چرخ‌ها اصابت کرد و با ماشین به داخل یک گودال پیچیدم و آنها (پلیس ها) مرا دستگیر کردند. ولی ارزش داشت چه هیجانی!»

ملاکهای تشخیص اختلال ضد اجتماعی

  • الگوی مستمر بی‌اعتنایی و زیر پا نهادن حقوق دیگران که از پانزده سالگی شروع می‌شود و وجود سه علامت (یا بیشتر) از علائم زیر برای تشخیص ضروری است.


    • ناتوانی برای سازگاری با موازین اجتماعی و قانونی که با دست زدن به اعمال تکراری زمینه ساز دستگیری ، تظاهر نماید.
    • فریبکاری ، که با دروغ گویی مکرر ، استفاده از نام‌‌های غیر واقعی یا «گوش بر» برای نفع و لذت شخصی ، مشخص می‌شود.
    • رفتار تکانشی (لحظه‌ای) و ناتوانی برای طرح ریزی پیشاپیش.
    • تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع و حملات فیزیکی مکرر تظاهر می‌کند.
    • بی‌احتیاطی نسبت به ایمنی (سلامت) خود و دیگران.
    • عدم احساس مسئولیت مستمر که با ناتوانی مکرر برای حفظ شغل و عدم احترام به تعهدات مالی تظاهر می‌کند.
    • فقدان احساس پشیمانی ، که با بی تفاوتی یا دلیل تراشی نسبت به آزار ، بد رفتاری یا دزدیدن مال دیگران ، تظاهر می‌کند.



 

  • سن فرد بالای 18 سال است.
  • شواهد اختلال سلوک با شروع قبل 18 سالگی وجود دارد.
  • وقوع رفتار ضد اجتماعی منحصرا در جریان اختلال اسکیزوفرنی یا اختلال مانی نیست.

تشخیص افتراقی اختلال ضد اجتماعی

اختلال سلوک

اگر ملاکهایی برای تشخیص وجود داشته باشد ولی سن فرد موقع تشخیص از 15 سال پایین‌تر باشد تشخیص «اختلال سلوک» گذارده می‌شود (اختلال سلوک بر روی محور I کد گذاری می‌شود).

رفتار غیر قانونی

افراد زیادی کارهایی انجام می‌دهند که بر خلاف قانون یا ارزشهای اجتماع است ولی تمام آنها تشخیص ضد اجتماعی دریافت نمی‌کنند. با توجه به اینکه رفتار ضد اجتماعی شامل زمینه‌های متعدّدی از زندگی شخص دچار اختلال می‌شود، از رفتارهای غیر قانونی قابل تشخیص است. در زیر به علت شناسی اختلال ضد اجتماعی پرداخته می‌شود.

عوامل زیست شناختی اختلال شخصیت ضد اجتماعی

مطالعات آزمایشی نشان داده است که افراد ضد اجتماعی کوچکترین اضطرابی در مورد تنبیه شدن و ناراحتی‌های آینده (نتیجه کارها) ندارند. به عنوان نمونه در یک آزمایش دو گروه آزمودنی (گروه اول: افراد سالم ، گروه دوم: افراد دچار شخصت ضد اجتماعی) در انتظار دریافت شوک الکتریکی قوی به پوستشان بودند. (قبلا دستگاههای اندازه گیری به پوست دو گروه وصل شده بودند). نتایج نشان داد افراد سالم هرچه به زمان دریافت شوک نزدیک می‌شدند، تنش و اضظراب بیشتری نشان می‌دادند و در لحظه وارد شوک ، مقاومت پوستشان بصورت ناگهانی یافت (علامت افزایش اضطراب).

ولی هیچ یک از افراد ضد اجتماعی چنین واکنش پوستی که حاکی از اضظراب در آنها باشد، نشان ندادند. تحقیقات بیشتر این فرض را مطرح می‌کنند که ممکن است
دستگاه عصبی خودکار در افراد ضد اجتماعی از همان آغاز تولد «کم واکنش» باشد. چنین کمبودی می‌تواند تبیین کند که چرا این افراد این همه به دنبال شور و هیجان هستند و تنبیه و مجازات نمی‌تواند آنها را از کارشان باز دارد.

عوامل خانوادگی اختلال شخصیت ضد اجتماعی

نظریه روانکاوی

نظریه روانکاوی ، رشد وجدان (فرا خود) را به میزان رابطه محبت آمیز کودک با والدین وابسته می‌داند. در یک خانواده سالم چنین محبتی باعث می‌شود که کودک «ارزشهای والدین خود را (که بازتاب ارزشهای جامعه است) درونی سازد (قبول کند) چون دوست دارد مانند والدین خود باشد و از این می‌ترسد که اگر بر خلاف خواسته‌های (ارزشهای) والدین رفتار کند از محبت آنها محروم شود. بدین ترتیب کودکی که از والدین خود محبتی دریافت نکرده، ترسی هم برای از دست دادن آنها ندارد و در نهایت وجدان (فرا خود) در آنها تشکیل نمی‌شود. این نظریه اگر چه منطقی بنظر می‌رسد، اما نتایج تحقیقات نشان داده‌اند که همه کودکان محروم از محبت والدین شخصیت ضد اجتماعی نمی‌شوند و برخی از کودکان برخوردار از محبت والدین نیز ضد اجتماعی شده‌اند.

نظریه یادگیری اجتماعی

برای کودک «جامعه» و بویژه «والدین» الگوهای خوبی برای «تقلید و یادگرفتن» نوع رفتار مورد قبول ارزشهای جامعه است. در بعضی از خانواده‌ها کودک یاد می‌گیرد که با«جذاب بودن ، دوست داشتنی بودن و توبه کردن» می‌تواند از تنبیه کار بد خود معاف شود. چنین الگویی می‌تواند به این یادگیری منجرشود که «نوع کردار (رفتار) مهم نیست بلکه توانایی وانمود کردن ، توبه کردن و پشیمانی» از همه مهمتر است.

درمان اختلال ضد اجتماعی

روان درمانی

اگر شخصیتهای ضد اجتماعی از حرکت بازداشته شوند (مثل بستری کردن در بیمارستان) همچنین «گروه‌های خود یاری» بیشتر از زندان و بیمارستان روانی برای این افراد مفید است. نکته مهم در روان درمانی این افراد ایجاد محدودیت‌های صریح قبل از شروع درمان است.

دارو درمانی

درمان دارویی بیشتر برای بهبود علائم اضطراب ، خشم یا افسردگی همراه با رفتار ضد اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما چون این افراد اکثرا سوء مصرف الکل و مواد داشته‌اند، باید در تجویز داروها احتیاط کرد.

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |

1- در مراسم ازدواج بومیان یکی از جزایر اقیانوس آرام , وقتی زن و مرد به عقد هم در می آمدند , توسط

کشیش سه مرتبه کله عروس و داماد محکم به هم کوبیده می شود و اگر هر کدام بگویند آخ , خطبه عقد باطل

است .

۲ـ اولین کتاب چاپ شده درجهان , انجیل مقدس است که در سال ۱۴۵۵ توسط گوتنبرگ ـ مخترع دستگاه

چاپ ـ تحت عنوان سرودهای مذهبی , منتشر شد .

۳ـ  بزرگترین نقاشی دنیا توسط آنتونی ویرتز بلژیکی در سال ۱۸۵۱ بر رئی تابلیی کشیده شد که طول و

عرضش حدود ۱۵۰ متر بود . اما کوچکترین نقاشی بر روی ناخن شست نقاش گمنام فرانسوی , آمورا

کشیده شد که پرتره مادرش بود !

۴ـ پلیس ژاپن یک زندانی به نام " سوتومورا " را که حکم زندان ابد داشت , پس از پنج سال آزاد کرد ; به

این شرط که او در یک کلاس توجیهی , راههای فرار از زندان را به پلیس ژاپن بیاموزد . زیرا او در

عرض پنج سال ۲۷ بار موفق به فرار از زندان شد .

۵ـ  ۳۱ اکتبر هر سال در آمریکا روز شعبده بازی است . در چنین روزی در سال ۱۹۲۶ "هودینی " شعبده

باز با یک کپسول هوا وارد شکم یک نهنگ شد و چهار دقیقه ماند و سپس علی رغم زخمهای زیاد , زنده

بیرون آمد .

۶ـ  پر تنوع ترین جاندار در کره زمین , پروانه می باشد . بد نیست بدانید که پروانه دارای ۱۱۰ هزار گونه

متفاوت است که در همه جای دنیا غیر از قطب شمال دیده می شود .

۷ـ در کشور مصر, نوعی  ملخ وجود دارد که وزارت کشاورزی آن کشور نامش را گذاشته بلای هشتم و

علتش آن است که بزرگترین آفتها را به مزارع می زند . این نوع ملخ اندازه یک گنجشک است !

 

+ نوشته شده توسط مهوش کاظمی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM